حرفایی برای تو - قصــــــــه
فکر تو که باشد خیابان به کنار اتاق هم قدم زدن دارد
http://foreverinlove.ir حرفایی برای تو

امشب از سوز دل این قصه روایت میکنم

من به احساس قشنگ او حسادت میکنم

روبروی قبله با چادر نماز گل گلی

آن خدای عاشقی ها را عبادت میکنم

درد هایم لاعلاج و زخم هایم کهنه است

گاه قلب بیقرارم را عیادت میکنم

سوختم در راه عشق و عاشقی معبود من

من از این افکار خود حس حماقت میکنم

توی پستوی دلم حرفی نگفته مانده است

وای من دارم به قلب خود خیانت میکنم

سوختن در پای عشق و عاشقی دیوانگیست

من از این دیوانگی حس حقارت میکنم

خالقا پروردگارا گوش کن حرف دلم

امشب از سوز دل این قصه روایت میکنم



تاریخ : پنجشنبه 8 آذر 1397 | 09:47 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

http://foreverinlove.ir