حرفایی برای تو - مطالب اردیبهشت 1397
فکر تو که باشد خیابان به کنار اتاق هم قدم زدن دارد
http://foreverinlove.ir حرفایی برای تو

فاطی عشقم

خیلی دلم گرفته

کاش پیشم بودی

نمیدونم چرا اینجوری شدم ولی از غروب دارم دیوونه میشم

کاش امروز بودی

چندوقته دوست دارم بریم یجا کلی باهم صحبت کنیم

دوست دارم بفهمی تو دلم چه خبره

بفهمی که چقد دوست دارم

الان دلم واست یذره شده واسه این اومدم ی چیزی بنویسم دلم خالی شه

الهی دورت بگردم عشقم

ببخشییییید اگه بابت کارای من همیشه اعصاب تو باید خورد شه

دوست دارم

نمیدونم هنوز دوسم داری میخوای پیشم بمونی یا ن

تاریخ : شنبه 29 اردیبهشت 1397 | 08:55 ق.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

به خـــــــاطر روی زیبای تــــــــو بــود


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند


به خـــاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دســــــت هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عــاشـــــــقانه تو بود


که حرفــــهای هیچ کس را باور نداشـتم


به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عـــشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خـــــــــــاطر صـــــدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلـــم ننشست


عــــــزیـــــزم

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم



تاریخ : شنبه 29 اردیبهشت 1397 | 08:45 ق.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

اینقد دلم برات تنگ شده کاش بودیو مدیدی نمیدونم تو هم اینجوری یا ن ولی هر چی هست من دوست دارم همیشه پیشتم ارزو یه لحظه صداتو شنیدن دارم تو همیشه گفتی پیشت میمونم نمیدونم داری فراموشم میکنی یا به فکرمی.به هر راهی زدم یه خبری ازت بگیرم اما نشد. دوست دارم



تاریخ : چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

کاشکی برگرده اونی که عاشقم کرده اونی که این دلو میبره با حتی یه کلمه

جای تو اینجاست توی یه گوشه از قلبم من و تو عاشقیم چرا نگم اینو جلو همه
کاشکی برگرده اونی که عاشقم کرده اونی که این دلو میبره با حتی یه کلمه
جای تو اینجاست توی یه گوشه از قلبم من و تو عاشقیم چرا نگم اینو جلو همه

دانلود آهنگ جدید بهنام بانی عاشقم کرده با لینک مستقیم

این حسو به تو داره فقط دل من پیش تو بی ارادست
گم کردم خودمو تو چشات آخه من عاشقتم خیلی سادست
میمیرم همه جوره برات تورو من نمیدم ساده از دست
میخوامت هیجان دلم واسه دوست داشتنت فوق العادست
کاشکی برگرده اونی که عاشقم کرده اونی که این دلو میبره با حتی یه کلمه
جای تو اینجاست توی یه گوشه از قلبم من و تو عاشقیم چرا نگم اینو جلو همه
کاشکی برگرده اونی که عاشقم کرده اونی که این دلو میبره با حتی یه کلمه
جای تو اینجاست توی یه گوشه از قلبم من و تو عاشقیم چرا نگم اینو جلو همه



تاریخ : چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

شبای رفتنه تو

شبای بی ستاره ست

ببین که خاطراتم

بی تو چه پاره پاره ست

با هر نفس تو سینه بغضه تو تو گلومه

با هر کی هر جا باشم عکسه تو روبرومه

آخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبامون

کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته؟

هوای پاییزی چرا تو عشقه ما نشسته؟

شبای رفتنه تو

شبای بی ستاره ست

ببین که خاطراتم

بی تو چه پاره پاره ست

سپردی عهدمونو بدسته بادو بارون

منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم

قهره تو رامو بسته غم دلمو شکسته

تو این صدای خسته یاده تو پینه بسته

غم دلمو شکسته

شبای رفتنه تو

شبای بی ستاره ست

معین شبای رفتن تو

ببین که خاطراتم

بی تو چه پاره پاره ست

غرو به باز دوباره شب تو یه انتظاره

ابر تو نگام نشسته خیاله گر یه داره

اسمه تو فریادمه درد تو صدام ترانه

خنده آیینه تلخو بی تو پر از بهانست

آخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبامون

کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته؟

هوای پاییزی چرا تو عشقه ما نشسته؟

شبای رفتنه تو

شبای بی ستاره ست

ببین که خاطراتم

بی تو چه پاره پاره ست



تاریخ : چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه

تو خواستی که قلبم پریشون بمونه

واست گریه ی من دیگه بی امونه

دل از درد عشقم یه دریای خونه

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته

من از شهر عشقم .ولی دل شکسته

می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون

یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

می خواستم بگم من که عاشق ترینم

معین چگونه چگونه

تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی

می خواستم بگم من که عاشق ترینم

تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی

حقیقت چه تلخه . چه تلخ شکستن

حقیقت همینه که رفتی تو بی من

که رفتی تو بی من

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

من از سبزه سبزم .ولی خسته خسته

من از شهر عشقم .ولی دل شکسته

می گفتم یه ابری . یه هم رنگ بارون

یه بارون رحمت . واسه سبزه زارون

می خوام با تو باشم . می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه



تاریخ : یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 | 08:29 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

متن آهنگ هم نفس محسن لرستانی

دیشو تو خواو دیدم که تو رخت عروسی پوشیدی

(دیشب توی خواب دیدم رخت عروسی پوشیدی)

کوچه چراغانی بودو کنار یارگت بودی

چشم دلم روشن گلم امشو عروسیه تونه

خاک عالم تو سرم خدا ای یارگی منه

با مه چه کردی باوفا قلبمه هشتی زیر پا

من و تو هم بازی بودی بچگیمان یادت میاد

بچگیمان یادت میاد یادته پیش مدرسه

او روزا پاتوق مه بود هیچ پسری سیلد نکرد

تا اسم من روی تو بود مه بی کس و ول بودمو

کسی نبود دورو ورم خور نیری با رفتنت


چه گلی هشتی رو سرم گفتم ننه دس دس نکو

ایطو منه بدبخت نکو بیا بریم خاستگاری

ننه تو باشم لج نکو ننه تو باشم لج نکو

گفتم تورا امام رضا چنی مه افتادم به پاد

چنی قسم خوردم ننه او دختره دنیای منه

او دختره دنیای منه داغش هشتی رو دلم

ننه مه نیستی به خدا قاتل جان مه تونی

سرقورم ننه نیا مه خودمه دار میزنم

تو ای شب شوم و سیاه سر قبرم گریه نکو

برام نپوش رخت عزا شو وکی به یاد تو

رفتم امام رضا برات می کردم هی دعا

تو که حالیت نیست بی وفا

امشو مخوام از داغ دل بری خودم دعا کنم

DOWNLOAD MP3 128



تاریخ : یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

سلامتی اون پسری که با دیدن یه دختر سرشو میندازه پایین و میگه انگشت کوچکه ی عشقمم نمیشه!



تاریخ : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثله فانوس دریایی نمیچرخه !



تاریخ : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 | 03:09 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

باکسی که دوستش دارید

آهنگ گوش ندهید

باهم پارک نروید

فیلم نبینید

زیرباران نروید

هیچ خاطره ای نسازید !!!

وقت نبودنش می فهمید که چی میگم!



تاریخ : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی

به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

حالا من یه ارزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن

همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه



تاریخ : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 | 03:03 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

عشق یعنی گم شدن پیدا شدن، عشق یعنی غرق در رویا شدن، عشق یعنی حسرت دیدار تو، عشق یعنی من شوم بیمار تو



تاریخ : شنبه 15 اردیبهشت 1397 | 10:33 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

تودوری ازبرم دل دربرم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

به جون دلبر که از هردوعالم

تمنای دیگر جز دلبرم نیس

#مهدی محمدی



تاریخ : شنبه 15 اردیبهشت 1397 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

ای فدای تو هم دل و هم جان

وی نثار رهت هم این و هم آن

دل فدای تو، چون تویی دلبر

جان نثار تو، چون تویی جانان

دل رهاندن زدست تو مشکل

جان فشاندن به پای تو آسان

راه وصل تو، راه پرآسیب

درد عشق تو، درد بی‌درمان

بندگانیم جان و دل بر کف

چشم بر حکم و گوش بر فرمان

گر سر صلح داری، اینک دل

ور سر جنگ داری، اینک جان

دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق

هر طرف می‌شتافتم حیران

آخر کار، شوق دیدارم

سوی دیر مغان کشید عنان

چشم بد دور، خلوتی دیدم

روشن از نور حق، نه از نیران

هر طرف دیدم آتشی کان شب

دید در طور موسی عمران

پیری آنجا به آتش افروزی

به ادب گرد پیر مغبچگان

همه سیمین عذار و گل رخسار

همه شیرین زبان و تنگ دهان

عود و چنگ و نی و دف و بربط

شمع و نقل و گل و مل و ریحان

ساقی ماه‌روی مشکین‌موی

مطرب بذله گوی و خوش‌الحان

مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور

خدمتش را تمام بسته میان

من شرمنده از مسلمانی

شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان

پیر پرسید کیست این؟ گفتند:

عاشقی بی‌قرار و سرگردان

گفت: جامی دهیدش از می ناب

گرچه ناخوانده باشد این مهمان

ساقی آتش‌پرست آتش دست

ریخت در ساغر آتش سوزان

چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش

سوخت هم کفر ازان و هم ایمان

مست افتادم و در آن مستی

به زبانی که شرح آن نتوان

این سخن می‌شنیدم از اعضا

همه حتی الورید و الشریان

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

از تو ای دوست نگسلم پیوند

ور به تیغم برند بند از بند

الحق ارزان بود ز ما صد جان

وز دهان تو نیم شکرخند

ای پدر پند کم ده از عشقم

که نخواهد شد اهل این فرزند

پند آنان دهند خلق ای کاش

که ز عشق تو می‌دهندم پند

من ره کوی عافیت دانم

چه کنم کاوفتاده‌ام به کمند

در کلیسا به دلبری ترسا

گفتم: ای جان به دام تو در بند

ای که دارد به تار زنارت

هر سر موی من جدا پیوند

ره به وحدت نیافتن تا کی

ننگ تثلیت بر یکی تا چند؟

نام حق یگانه چون شاید

که اب و ابن و روح قدس نهند؟

لب شیرین گشود و با من گفت

وز شکرخند ریخت از لب قند

که گر از سر وحدت آگاهی

تهمت کافری به ما مپسند

در سه آیینه شاهد ازلی

پرتو از روی تابناک افگند

سه نگردد بریشم ار او را

پرنیان خوانی و حریر و پرند

ما در این گفتگو که از یک سو

شد ز ناقوس این ترانه بلند

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

دوش رفتم به کوی باده فروش

ز آتش عشق دل به جوش و خروش

مجلسی نغز دیدم و روشن

میر آن بزم پیر باده فروش

چاکران ایستاده صف در صف

باده خوران نشسته دوش بدوش

پیر در صدر و می‌کشان گردش

پاره‌ای مست و پاره‌ای مدهوش

سینه بی‌کینه و درون صافی

دل پر از گفتگو و لب خاموش

همه را از عنایت ازلی

چشم حق‌بین و گوش راز نیوش

سخن این به آن هنیئالک

پاسخ آن به این که بادت نوش

گوش بر چنگ و چشم بر ساغر

آرزوی دو کون در آغوش

به ادب پیش رفتم و گفتم:

ای تو را دل قرارگاه سروش

عاشقم دردمند و حاجتمند

درد من بنگر و به درمان کوش

پیر خندان به طنز با من گفت:

ای تو را پیر عقل حلقه به گوش

تو کجا ما کجا که از شرمت

دختر رز نشسته برقع‌پوش

گفتمش سوخت جانم، آبی ده

و آتش من فرونشان از جوش

دوش می‌سوختم از این آتش

آه اگر امشبم بود چون دوش

گفت خندان که هین پیاله بگیر

ستدم گفت هان زیاده منوش

جرعه‌ای درکشیدم و گشتم

فارغ از رنج عقل و محنت هوش

چون به هوش آمدم یکی دیدم

مابقی را همه خطوط و نقوش

ناگهان در صوامع ملکوت

این حدیثم سروش گفت به گوش

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادیدنی است آن بینی

گر به اقلیم عشق روی آری

همه آفاق گلستان بینی

بر همه اهل آن زمین به مراد

گردش دور آسمان بینی

آنچه بینی دلت همان خواهد

وانچه خواهد دلت همان بینی

بی‌سر و پا گدای آن جا را

سر به ملک جهان گران بینی

هم در آن پا برهنه قومی را

پای بر فرق فرقدان بینی

هم در آن سر برهنه جمعی را

بر سر از عرش سایبان بینی

گاه وجد و سماع هر یک را

بر دو کون آستین‌فشان بینی

دل هر ذره را که بشکافی

آفتابیش در میان بینی

هرچه داری اگر به عشق دهی

کافرم گر جوی زیان بینی

جان گدازی اگر به آتش عشق

عشق را کیمیای جان بینی

از مضیق جهات درگذری

وسعت ملک لامکان بینی

آنچه نشنیده گوش آن شنوی

وانچه نادیده چشم آن بینی

تا به جایی رساندت که یکی

از جهان و جهانیان بینی

با یکی عشق ورز از دل و جان

تا به عین‌الیقین عیان بینی

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

یار بی‌پرده از در و دیوار

در تجلی است یا اولی‌الابصار

شمع جویی و آفتاب بلند

روز بس روشن و تو در شب تار

گر ز ظلمات خود رهی بینی

همه عالم مشارق انوار

کوروش قائد و عصا طلبی

بهر این راه روشن و هموار

چشم بگشا به گلستان و ببین

جلوهٔ آب صاف در گل و خار

ز آب بی‌رنگ صد هزاران رنگ

لاله و گل نگر در این گلزار

پا به راه طلب نه و از عشق

بهر این راه توشه‌ای بردار

شود آسان ز عشق کاری چند

که بود پیش عقل بس دشوار

یار گو بالغدو و الآصال

یار جو بالعشی والابکار

صد رهت لن ترانی ار گویند

بازمی‌دار دیده بر دیدار

تا به جایی رسی که می‌نرسد

پای اوهام و دیدهٔ افکار

بار یابی به محفلی کآنجا

جبرئیل امین ندارد بار

این ره، آن زاد راه و آن منزل

مرد راهی اگر، بیا و بیار

ور نه ای مرد راه چون دگران

یار می‌گوی و پشت سر می‌خار

هاتف، ارباب معرفت که گهی

مست خوانندشان و گه هشیار

از می و جام و مطرب و ساقی

از مغ و دیر و شاهد و زنار

قصد ایشان نهفته اسراری است

که به ایما کنند گاه اظهار

پی بری گر به رازشان دانی

که همین است سر آن اسرار

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو



تاریخ : پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 | 10:18 ب.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

ஜ۩۩ஜ ẑḁḧṝḁ ஜ۩۩ஜ:

اون چشمانی که منو به گریه انداخت همیشه گریان بماند

اون همه که اه و نوا میکشه همش باده هوا باشد

از غم مثل گل زرد باشد رخ او

از غم زیاد ببینم قامتش خم باشد



تاریخ : سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : mehdi mohammadi تعداد نظرات:
نظرت چیه؟

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2


http://foreverinlove.ir